تبليغاتX
عراجیف یه دختر دیوونه

عراجیف یه دختر دیوونه

همون " عراجیف یه دختر دیوونه "

بعد از یه سال اومدن

اما دارم میرم

زود تر از اون چه که فکرشو بکنین

دیگه وبلاگ درست نمیکنم

همینو میذارم یه یادگاری از یه دختر دیوونه توی اینترنت..

نمیخوام موقعیت درسیمو از دست بدم..

هفته ی دیگه ۳ شنبه امتحانام شروع میشه و ۲۳ خرداد تموم میشه

دلم براتون تنگ نشده..

این هم آخرین عراجیف....

ازتون تشکر نمیکنم بابت نظر دادنتون..

هر جند برام مهم نیست !

هیچ کدوم از نظراتو نخوندم

میدونم ازم خیلی دلخورین..ولی تا دلخور تر نشین..میرم !

خداحافظ

پ.ن : شاید برگشتم..اگه برگشتم تعجب کنید ! ۹۸٪

پ.ن : شاید دیگه بر نگشتم..تعجب نکنید !۲٪

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت خوش 17:15 توسط N |

 

هان..؟!..چیه؟!..خب خودم میدونم دیر وخته....اصلا به تو چه..؟!..مگه من کجام؟!تو اتاق..پای کامپیوترم..اصلا بر فرض توی کوچه باشم..شما؟!..تعجب نداره اولین دارم نفصه شب آپ میکنم....وب جونمه خف..

اه اه..خودمم نمیدونم آخه چرا این موقیه شب ؟! کشتیم غرق شده..؟!نــــه..هوسه دیـــگـه..کاریش نمیشه کرد آخه که..

آقا (خانما ) چه خبر از مردسه ها..ثبت نام کردین دیگه آره  ؟! شما ها رو چه جوری ثبت نام کردن وقتی معدلتون زیر صفره ؟! ..پس چـی من از همه چی با خبرم..النم در به در دنبال لوازم تحریرن ..آره ؟!

واه واه..من که هنوز دنبالش نرفتم..اعصابشم ندارم..۱۲ روز دیه مدرسه س..و بازم خر خونی..بازم امتحان..بازم معلم..بازم چند تا بچه ی نا شناس که نمیشناسمشون....کی حـوصله داره....

 

یه روز مدرسه رو کلا براتون توضیح میدم..:

ریاضی-پرسش-پای تخته-امتحانک!- زنگ تفریح - بازی - خوراکی - دعوا - فارسی - درس جدید حفظ کلمه ترکیب - جواب به پرسشا - یه خورده حرف زدن سر کلاس  - زنگ تفریح - بازی - بازی - زنگ خورد! - سر کلاس -دست رشته رو میز و صندلی - معلم - عصبانی !! - علوم - پلی کپی - ۲۰ !  - نامه نگاری  - لو دادن نامه - اخم ! - منتظر نهار - در عین حال املا - دست درد  - خانم بسته - الان تموم میشه  - پنجم نهار !!  - بدو بدو -  نهار - زنگ زبان  - اه.. - نامه نگاری  - Miss,I Did'nt Memorize the Dailogs- چک کردن Take home - وای وای....خدایا - چرا تموم نمیشه ؟  - زنگ خورد !! - هوراااا  - Home works - مقنعه - بدو پایین  - سرویس دم در - چرا انقدر دیر کردی ؟! -- خونه - مشق - مبتکران - تلفن  - ۱ ساعت !!- جیغ مامان - لالا

حالا اون دبستان بود..راهنمایی دیگه چه شود ..!!  .. مهم نیست..سر گرمیه ..دوستای جدید و خوف !! درس خوندن و ....!!   خیلی پنجمو دوست داشتم ..

مریمم اومد..یه بچه مثبت به تمام معنا .. مودب..درس خون..خلاصه این که بچه ی خوبیه..امروزم تولدشه....تبریک بهش نمی گین..؟!

 

ساعت ۱۰:۲۰ هوا پیما نشست..خانم تا ساعت ۱۲ ما رو تو ترانزیت معطل خودش کرد و آخر سر دیده شد..به من میگفت تو چه قدر بزرگ شدی ؟   .. آخه اون موقع ۶ شالم بود..

من برم دیگه اعصاب معصابم ندارم میخوام برم کپه ی مرگمو بذارم..

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت خوش 13:19 توسط N |

 

yسین لام الف میم..!

حــــــالــم خــوبه..مرسی از احوال پرسیتون !

جدن که خیــــــلی قشـــنـــگـــ بودااا..پاریسو میگم..

به قول یــــکی از برو بچ Forum : زیــــــبا بـود..

با Roma قابل مقـــایسه نبود !!

چیه؟!..نه خیر خانم..!.. خیر اخــــــوی !!

نه عکسا رو آپلود میکنم..نه مــــطـــالـــبو میگـــم !!

- بله؟!

بــــــلــــــاا !  ـ زیر بار برو نیستم ـ

خودتون بلند شین برین ببینین..به من چــــــه ؟!  .. ها به من چـــه ؟!

yمی بینم که می بینم..!

بله کامـــلا میبـینم..ـ

یکی نیست بیاد به من بگه : آخه مگه بچه جان تو قبلا کور بودی ؟!

من هستم که بگم : نخیـــــــــر..از اون لحاظ میبینم !

ـ آخه چی می بینی ؟!

می بــینم که بـالاخره اسمشو عـــوض کردم !

حرفهای یک " نازنین"

زیباست ! محشره ! از عراجیف یه دختر دیوونه بهتره !

yمی بینم که بازم دارم میبینم

چـــــه قــالــــب قــــشـــنگی !! ..

جدا" که چه قدر ناز و خوشگل و تو دل بروس..

زندگیم شده وبم..!..همینو بس..!..تمام..!  .. خیلی دوسـش دارم..خیـلی براش حمت کشیدم امیدوارم یه روز قدرمو بدونه !!..

هر روز براش قالب عـوض میـکنم..!

y اه..انقدر لجم میگیره..!

ـ از چـی آخه ؟!

از این که بضیا میان وبلاگم..مینویسن :

 وبلاگت جالب بود به منم یه سری بزن

یا..

وبلاگت خیلی قشنگه به منم حتما یه سری بزن..

اه...لوسا !.. بی مزززززه ها!..همش به فکر خودشونن..

مگه مجبورین آخه ؟! نمیخوام اینجوری نظر بدین !

مطلبام چی ؟!.. نمیخونین ؟! بـــــــه ... ! اه !

yببــخشید بـی راهـــه رفــــتمــاا !

این دکتره !..پاشده رفته خارج !..پس دست من چــی ؟!

بیخـیاله..!..جانشینشو گذاشته..فردا هم میرم میبینمش..هم دستمو باز میکنه

از اینجور آدما خوشم میاد..که فکر و خیل ندارن..دست به هر کاری میزنن! ( اما نه کارای بد بد )..مثه همین دکتره احمقه من !!

آقا من به قول حمیدرضا برم VC !

(۲ دقیقه سکوت )

 yآخیش..!..سبک شدم..! ..داشتم چی میگفتم ؟!..حرف دیگه ای ندارم ولی..

چـرا یه کوچولو مـونده..

فــردا شب..بعد از ۶ سال....یه روز استثنائیه !

مریـــم..! آره خودشــه..بعد از ۶ سال تمام (نزدیک به ۷ سال) داره..

داره میــاد ایران

yوااااااااای..خاله جونم !

 هر چی زود تر به آغوش خانواده برگرد..

فرداشب..ساعت ۱۰:۳۰..خالم بعد از ۷ سال..در ترانزیت فرودگاه دیده میشـــــــــه!

۷ سال در آمریکا..و حالا در ایــــــران !

Nazanin..Maryam..Coming Soon !

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت خوش 21:4 توسط N |

 

سلام..خوبین ؟!

نـــــــع....من خوب نیستم...

اومدم فقط بنویسم :

دیروز حالم خیلی خوب بود چون..چون..چون..::

 ویزامـــــــون درست شـــــد

دســـــــــت..دســـــــــــــت..

اگه خدا بخواد هفته ی دیگه عازمیم..

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت خوش 16:17 توسط N

 

سلاممممم

اونقدر خوشحالم..

که فکر نمیکنم..

تا حالا انقد خوش حال بودم..

شاید بودم..نیدونم.!

اونقد خوش حالم که میشه گفت:

I have never been such happy


اونقد خوش حالم که دلم میخواد Mouse کوچولومو بزنم تو ســرت!

اونقد خوش حالم که خودم نمیدونم Why انقد خوش حالم؟؟

شاید،چون،لذت دنیا رو میبرم

لذت دنیا رو میبرم چون راحتم!

راحتم چون فکر و خیال ندارم.

فکر و خیال ندارم چون دستم شکسته.

دستم شکسته چون شیطونی کردم.

شیطونی کردم چون تقصیر حمیدرضا بود

 

دلمممممم میخواد برم جیغ بزنمممم

دلمممممم میخواد برم هوار بکشمممممم

هوراااا!

چه دنیــــای قشـنگی !!

چیه؟!فکر نکن افاق خاصی افتاده..نه اتفاقا..اون اتفاقی که باید میفتاد نیفتاد.

بالاخره نباید هر اتفاقی را گفت

جمله ی بالایی شاهکار خودمه..

امــــروز سالگرد عمل مماخه خالم می باشد..

بهش تبریک میگم چون مماخش خیلی خوشگل شده..

اینم بگم که: یه خاله ندارم..۴ تا خاله دارم..!

دیــــــــــگه..

آها..

به سیمین جون و حمیده جون دو تا دوست خوفم که خیلی وخته میشناسمشون،به خاطر قدم رنجه ی مامان و بابا و خواهر کوچولوشون به ایران..به قول خودشون بعد از ۱۱ ماه تبریک میگممممممم

به این محمد علی آخه من چی بگم؟!..IQ بهش میگم میتونی PW ماله ID یارو پیدا کنی؟!

میگه آره..بعدش میگه:برنامه شو پاک کردم..()

اینم بگم که : من همیشه برای تبادل لینک آماده م..انقد نگین برا تبادل لینک موافقی یا نه..

واااای

امروز داشتم با مارال چت میکردم..بعد یه لینکی بهم داد،گفت خیلی باحاله رفتم توش..دیدم....چون براتون بی مزه نشه نمیگم چی بود....لینکشم اینه : کلیک کن ولی یه موقع غش نکنی از خنده بیفتی زمین....

بچه ها زود تر نظراتتونو بدین..هر روز آپ میکنم از این به بعد..

امروز..مامان بزرگ جونم زنگ زده میگه: چی شد ویزاتون اومد؟!

چه خوش خیاله این مامان بزرگه ما..

پ.ن۶: یه چیزی میخواستم بگم یادم رفت..

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت خوش 17:49 توسط N |